خرید بک لینک

هر روز و هر لحظه در جای جای دنیا انسانهایی، حیواناتی با تحمل شدیدترین دردها و رنجها زیر شکنجه کسانی که خود را انسان (اشرف مخلوقات) میدانند، جان میسپارند. وقتی به همه اینها میاندیشم، وقتی میاندیشم که حتی در حین نوشتن همین کلمات چه فجایعی اتفاق افتادهاند یا در حال وقوعند، کودکانی، مردانی، زنانی از درد به خود میپیچند، حیواناتی از درد زوزه میکنند و من و ما نمیدانیم و نمیتوانیم کمکشان کنیم، از این همه ناآگاهی و ناتوانی شرمنده میشوم.
باید کاری کرد. دنیا انگار هر لحظه بیشتر در گرداب خشونت فرو میرود. باید تا میتوان 1 و عشق را آموخت؛ عشق و مهربانی به دیگر موجودات چه همنوع چه غیر همنوع.
باید احساس مردم را مخاطب قرار داد.
به گمانم در وجود شرورترین آدمها هم نقطهای سپید مانده که باید آن را یافت، آن را تقویت کرد، آن را گسترش داد.
باید از کودکی مهربانی را آموزش داد. باید به کودکان آموخت که رنج و ترس و درد را همه حیوانات احساس میکنند. باید به آنان آموخت این که ما نمیتوانیم با حیوانات ارتباط برقرار کنیم معنیاش آن نیست که آنان هیچ درکی ندارند و درد و رنجی را تحمل نمیکنند. به آنان بیاموزیم که برتریمان باید در مهربانی و کمک به دیگری معنا شود نه خونریزی و ایجاد درد و ترس.
ما با آنچه باید باشیم هنوز خیلی فاصله داریم؛ چرا که بنای آموزشمان را بر ایجاد و توسعه سازهها گذاشتهایم و در این راستا تنها آموزش علوم خاصی را در نظر گرفتهایم. ما از پرورش 1 در کودکان باز ماندهایم. ما خیلی کارهای انجام نشده داریم، که شاید مهمترینشان یادگیری و یاددهی مهربانی و انسانیت است....

برچسب: نویسنده: ساناز شجاعی تاريخ: شنبه 4 تير 1401 ساعت: 6:13

صفحه بندی